![]() |
![]() |
|
|
می تونم بگم در حد انفجار عصبانیم. هنوز اینترنت و تلفتم وصل نشده.زنگ زدم میگم چی شد پس؟ میگه سفارش شما یه بار کنسل شد چون ما آدرست رو نتونستیم پیدا کنیم. میگم پس چرا زنگ نزدید از من بپرسید که آدرسی که ثبت شده کجاش اشتباهه. میگم حالا که آدرس درست شد کی وصل میشه. میگه نمی دونم. میگم اگه تو نمی دونی حتما من باید بدونم. زنگ زدم با یه شرکت دیگه برم گفت اولین وقتشون ۲ هفته دیگه است. فرداش زنگ زدم گفت ۱۰ فوریه. تنها دلیلی که بااین شرکت موندم به خاطر تلفن به ایران هست که برام خیلی بهتر تموم میشه. با توجه به این که من یه روز در میون باید زنگ بزنم و همه چی رو کنترل کنم تا از دستم کنترل خارج نشه با جاهای دیگه و با کارت خیلی گرونتر میشه. این یه ماهه که همش با موبایل آزاد گرفتم.
واقعا بی اینترنتی با اینکه سخته بخوره فرق سرشون ولی بی تلفنی برای من خیلی سخته. نمی دونم چرا این چند وقته هیچی اصلا درست کار نمی کنه. دیشب سر این موضوع انقدر عصبانی بودم که وقتی داشتم غذا درست می کردم دستم خورد به قابلمه و سوخت. از عصبانیتم نصفه نیمه غذا رو ریختم تو سطل آشغال. بعدش هم گشنه رفتم خوابیدم. اینجوری همش چند دقیقه بیشتر نمی تونم حرف بزنم . بابام که همیشه میگه اوضاع خوبه ولی من باید خودم زنگ بزنم و بفهمم . بعضی وقتا که به بابام میگه فلان چیز موضوعش چیه بابام می مونه که من چه جوری می دونم؟ هنوز هم مطمئن نیستم که کی تلفن دار و اینترنت دار میشم. نه می تونم میل بزنم نه اینترنت بازی کنم فعلا.اینترتم که برگرده عین قحطی زده ها فقط اینور اونور میرم. برگردم سر کارم تا رییس جون عذرم رو نخواسته.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 13:25 توسط وروجک |
|
|
اگه مورفی قانون نمی نوشت من الان به جاش ثبت می کردم. دقیقا همیشه اتفاقی که نباید بیافته در بدترین زمان ممکن اتفاق می افته. هیچ وقت من اینجور رو دور بدشانسی نیافتاده بودم. ولی بدبیاری وقتی بیاد میاد.
مثلا درست روز قبل از اسباب کشی داشتم خونه رو جارو برقی می زدم که یه مرتبه جاروبرقی نو چند ماه کارکرده سوخت. فرداش هم موکت شور قرار بود بیاد برای تمیز کردن موکت و باید موکت تمیز تمیز می بود. اولش می خواستم بگم یکی هم بیاد خونه رو تمیز کنه ولی چون یه هفته بیشتر اجاره ام رو تمدید کرده بودم و هم اینکه خونه زیاد کثیف نبود گفتم خودم تمیز می کنم. ولی تجربه خوبی شد که دیگه از این غلط ها نکنم. دفعه های پیش هم همیشه از بیرون می گفتم بیان. ولی این دفعه گفتم خودم می کنم. البته بعضی جاها که از اولش شرطه که آدم تمیز کار حرفه ای باید بیاره و خونه رو تمیز کنه. من این خونه تو شرایطش نبود و برای همین هم گفتم خودم می کنم. دیگه غلط بکنم خودم بکنم. انقدر وسواس به خرج دادم که مدیر ساختمون ایراد نگیره که کم مونده عکس خودم رو رو در و دیوار ببینم. خدا رو شکر این خونه جزو شرط و شروط هاش اینه که آخر سر باید خونه رو تمیز کار حرفه ای تمیز کنه. گرچه نبود هم فرقی نمی کرد. مگه اینکه واقعا از مغز راحت بشم و خودم بخوام تمیز کنم. تا ۳ روز اول که همش ناهار شام بیرون خوردم. روز چهارم رفتم کلی گوشت و مرغ و سبزیجات خریدم اومدم خونه دیدم برق قطعه. اینجا وقتی که از یه جا میری یه جا دیگه برقت رو با خودت می بری. به من نگفته بودن که یکی باید بیاد امنیت خونه رو هم چک کنه. یارو اومده بود قطع کرده بود ولی وصل نکرده بود چون باید توی خونه رو هم چک می کرد. یه روز هم خودشون اشتباه کردن. این شد که ۳ روز در بی برقی به سر بزدم. یعنی زجر. برق نباشه هیج غلطی نمی شه کرد. نه میشه غذا درست کرد نه چایی درست کرد. چون همه چی با برقه. نه میشه حموم کرد. خلاصه اینکه من بودم و یه شمع . تلفن و اینترنت هم که دیگه قوز بالا قوز. هزار تا بهانه که این باید چک شه اون باید سیستمش بل شه تا ۲۱ روز طول میکشه تا قطع و وصل شه. میگم اینترنت ۲۱ روز تلفن چرا؟ میگه سیستم تلفن تو باید همزمان با اینترنتت وصل شه. میگم دفعه قبل اینطوری نبود. از اون بهانه الکی از من هم اصرار که چرا اینجوریه. خلاصه الان تلفن و اینترنت هم ندارم. ۲۸ ام قراره وصل شه تلویزیونی که گرفته بودم و همه پولش رو هم نقد پرداخت کرده بودم. گفته بودم که نگه دارید من خونه جدید که رفتم میام میگیرم. زنگ زدم که برم بگیرم. گفت هنوز نیومده آخر هفته. آخر هفته زنگ زدم. میگه فلان چیز به مشکل برخورده تا آخر ماه باید صبر کنی. میگم یعنی چی. تلویزیون باید همون روز آماده می بود. نه باید سفارش می دادید بیارن براتون چون تو انبار نیوده میگیم ۳ روز. من یکماه الان پول دادم و باید ۲ هفته دیگه هم صبر کنم. ۲ روز بعدش رفتم پولم رو بگیرم. عصبانیت بی برقی و بی اینترنتی رو سر اون خالی کردم و گفتم اصلا من تلویزیون نمیخوام. گفت ببخشید و چون ما خیلی بدقولی کردیم همین الان ۴۶ اینچ رو به جای ۴۲ اینچ ببر. من هم گفتم باشه. ایران که بودم وقتی به همیچین مشکلاتی بر می خوردم می گفتم اینجا ایرانه و توقعی نمیشه ازش داشت. ولی واقعا اینطور نیست. من این تجربه رو هزار بار کشیدم. شاید کمتر باشه ولی همه جا هست. یعنی بسته به اون آدمی که کارت بهش می افته هست. مثلا من از آمریکا که بر میگشتم. دیدم که اونی که چمدون تحویل می گرفت مال منو زد که نصفه راه تحویل بگیرم. میگم من مقصدم اونجا نیبست. میگه چون توقف زیاد داری (۱۴ ساعت) باید بگیری. لس آنجلس که رسیدم به اون یکی گفتم که من باید توقف بعدیم چمدونم رو بگیرم چون اونجا توقف زیاد دارم. گفت کی این حرف رو زده. من یه برچسب جدید میزنم برات که مقصد بگیری. من مونده بودم و ۴ تا برچسب برای ۲ تا چمدون. آخرش هم وقتی رسیدم مقصد بعدی به من میگه ۲ تاش اینجا تحویل میگیری ۲ تاش رو آخرسر. کلی توضیح واضحات دادم . جون وقت داشتم تونستم چمدونم رو پیدا کنم. راست گفتن که میگن آسمون همه جا یه رنگه. پ. ن. من فعلا تا هفته دیگه اینترنت ندارم. برای همین نمی تونم به کسی سر بزنم. الان هم از سرکار وصل شدم. جون اینترنت ندارم مجبور شدم شنبه رو هم بیام سرکار. چون حتی کاری رو که قبلا از تو خونه انجام میدادم نمی نونستم که انجام بدم. البته خوبیش اینه که هروقت بخوام می تونم برم و بیام. چون وظیفه ای نداشتم که بیام. برای همین الان به جای کار دارم اینجا رو می نویسم. البته باید یه سری خورده کار هم انجام بدم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 بهمن1387ساعت 9:24 توسط وروجک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|