![]() |
![]() |
|
|
امروز بعد از یه جلسه رسمی یه جلسه غیر رسمی هم تشکیل شد. من داشتم یه آمار رو نگاه میکردم به یکی دیگه گفتم با این حالی که قلان چیز اینهمه کم بوده ولی به نسبتش ضرر آنچنان نبوده. بعد اون برگشت گفت که درآمدش انقدر کم بوده و باید جبران شه. بعدی نظر داد که برو مخ رییس جون رو بزن فلان قدر ازش پول بگیر بعدش آخر هفته میریم کازینو بعدش می بریم بعد کسری جبران میشه. گفتم من بلد نیستم که سر میز بشینم بازی کنم فقط بلدم پوکی (از این ماشین سکه ای ها) بازی کنم. آخرش قرار شد من اونا رو تشویق کنم. بهشون میگم اگه ۲ تا صاحب نظر مثل من و شماها اینجا باشن چرا دیگه بیزنسی در کار باشه به جای اینکه صبح به صبح بیایم اینجا شب به شب میریم کازینو. بعدش من باید به بایام مژده بدم که دخترش رو فرستاد چی بشه چی شد
. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 19:9 توسط وروجک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|