![]() |
![]() |
|
|
نمی تونم چیزهایی رو که این روزها تو اینترنت با چشم های خودم می بینم رو باور کنم. نمی تونم باور کنم که کسی بتونه هم وطن خودش رو یا چماق یا با تیر بزنه. نمی تونم باور کنم که یه مرد دلش بیاد که دست رو یه زن بلند کنه چه برسه به اینکه با لگد بزنه اونو. چه جوری می تونم این چیزها رو تو کشوری باور کنم که میگه مسلمونه. مگه رسم مسلمونی اینه؟؟؟؟؟
فرقی نمی کنه که اونی که داره زیر باتوم کتک می خوره رو من به واقع می شناسم یا نه؟ مهم این نیست که کیه و چیه؟ مهم اینکه اون هم یکی مثل منه. اون هم حقش رو می خواد. رای ش رو می خواد. از قدیم گفتن حق گرفتنیه نه دادنی. اون هم م یخواد حقش رو بگیره. اینکه دیگه زدن نداره. این صحنه ها از دور دیدنش سخته چه برسه اینکه جلوی چشم آدم اتفاق بیافته. نمی تونم بگم مردم باید وایستن تا حقشون رو بگیرن. دلم جنگ نمی خواد. دلم کشته شدن و زخمی شدن بیشتر از این رو نمی خواد. ولی نمی تونم هم بگم که حقشون رو نگیرن. اگه نتیجه رای گیری از صندوق رای بیرون میاد اینها همون مردمی هستن که رای دادن. دنبال رای خودشون ا.مدن تا ببین کجاست. دلشون می خواد خودشون رییس جمهورشون رو انتخاب کنن. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 خرداد1388ساعت 19:45 توسط وروجک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
شاید بشه گفت که دلم می خواست یک جایی داشته باشم که بتوتم توش حرفام و نطراتمو بگم. بیشتر دوست دارم حرفای خودم رو بنویسم تا از یک جایی کپی کنم ولی اگه مطلب جالبی ببینم هم ازش استفاده می کنم.
|
|
RSS
|